دکتر "علي آهون منش" سه شنبه در سخنراني علمي "نقدي بر آموزش کشاورزي در
ايران" در دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگان افزود: زيرا محل کار
جديد، اغلب دچار عقبماندگيهاي اقتصادي و اجتماعي است و
نميتواند شرايط کار و تحقيق آنان را فراهم آورد و آموزشهاي
پيشرفتهاي که ديدهاند نيز، اغلب با شرايط کار جديد تطابق
ندارد.
وي اضافه کرد: لذا اين امر، با سرخوردگي، عدم شکوفايي خلاقيتها و مهاجرت و فرار مغزها توام مي شود که اگر به آنها توجه لازم مبذول نگردد و مجبور به ماندن شوند، اغلب به آموزش صرف آموختههاي خود مشغول ميشوند و تلاشي در جهت تطبيق آموختهها با موقعيتهاي بومي به عمل نياورده و از اولويتهاي جوامع محلي خود بي خبر ميمانند.
وي ادامه داد: در نتيجه، اساتيد ما يافتهها و ساختارهاي دانشگاهي که از آن الگو گرفته بودهاند را دست نخورده و به صورت مستقيم انتقال مي دهند، به بومي سازي فناوريهاي وارداتي توجه نمي کنند، به شرايط بومي و منطقهاي خود توجه نکرده و با آن گسستگي دارند و به نيازهاي جوامع خود و حرکت براي رفع اين نيازها قدم برنمي دارند.
وي تصريح کرد: لذا الگوپذيري مطلق و عدم استقلال (در ايفاي نقش مفيد)، موجب شده که دانشگاههاي ما در توسعه ملي کشور، نقش مؤثري نداشته باشند.
دکتر آهون منش بحث "نقدي بر آموزش کشاورزي در ايران" را با دو شاخص کمي و کيفي مورد ارزيابي قرار داد و گفت: پيوند محيط هاي آموزشي با واقعيت هاي جامعه، يک ضرورت مطلق است.
به گفته وي، در اروپا و آمريکا پيدايش دانشگاهها، محصول شرايط و نيازهاي ملي بوده و بر اساس نيازهاي جامعه شکل گرفته اند.
وي افزود: اين دانشگاهها دو خصيصه مهم داشتند، يکي استقلال و ديگري پاسخگويي، اما دانشگاهها در ايران و ساير کشورهاي در حال توسعه، عمدتا تابع الگوهاي مبدأ خود بوده و از دو خصيصه مهم (استقلال و پاسخگويي) بي بهره بودهاند.
استاد دانشگاه صنعتي اصفهان خاطرنشان کرد: آموزشهاي کلاسيک کشاورزي از سال 1256 هجري شمسي با افتتاح مدرسه فلاحت شروع شد که بعد به مدرسه عالي فلاحت و صنايع روستائي تغيير نام داد.
وي افزود: اين مدرسه عالي در سال 1319 "دانشکده کشاورزي" ناميده شد و سرانجام در سال 1324 هجري شمسي به دانشگاه تهران ضميمه شد.
دکتر آهون منش به مقايسه وضعيت "جنس" پذيرفته شدگان (دولتي) در رشته هاي مختلف کشاورزي اشاره کرد و گفت: آموزش رايگان و عدالت اجتماعي شعارهاي معروف انقلاب اسلامي بوده که همواره در طول سالهاي بعد از پيروزي انقلاب مورد توجه بودهاند.
وي افزود: براساس برنامه هاي پيش بيني شده، در پايان برنامه پنج ساله چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي (در سال 1388) بايد 30 درصد از مردم کشور ما به آموزش عالي دست يافته باشند.
وي اضافه کرد: مقايسه دانش آموختگان عالي در کشورهاي توسعه يافته (با ميانگين حدود 50 درصد از کل جمعيت) و ايران با ميانگين حدود 23 درصد از کل جمعيت، نشان مي دهد که سهم نيروي انساني فرهيخته در توسعه کشور، کمتر از نصف ميانگين جهاني آن است.
وي ادامه داد: متأسفانه اين نسبت در بخش کشاورزي (شامل کشاورزان و دانش آموختگان) بسيار اسف بار است.
دکتر آهون منش همچنين گفت: در پايان برنامه پنج ساله چهارم، سهم دانشجويان کارشناسي ارشد و دکترا بايد به حدود 30 درصد از کل دانشجويان مي رسيده که با چنين هدفي، فاصله فراوان داريم.
وي در ادامه، به پاره اي از الزامات آموزش کشاورزي اشاره کرد و گفت: پيشرفت هاي سريع در تکنولوژي هاي نوين حوزه کشاورزي، ضرورت بازنگري و بهره برداري از ابزارها و ماشين آلات جديد را الزام آور مي کند.
وي افزود: کارشناسي هاي اوليه نشان مي دهد که اگر قرار باشد هرم نيروي انساني شاغل در بخش کشاورزي اصلاح شود، بايد حدود 50 درصد شاغلان در بخش کشاورزي را کارگران نيمه ماهر و 50 درصد بقيه را کارگران ماهر و تحصيل کرده هاي دانشگاهي تشکيل دهند.
وي ادامه داد: اگر بپذيريم حداقل 20 درصد آنها تکنسين باشند، به آموزش حدود 500 هزار نفر در طول چند برنامه نياز داريم، يعني به طور متوسط سالانه 25 هزار نفر خواهد شد که در زمان حاضر، کل پذيرش تکنيسين در اين بخش، از شش هزار نفر تجاوز نمي کند، بنابر اين تا وضع مطلوب فاصله زيادي داريم.
وي خاطرنشان کرد: مشکل بزرگ تر آن جاست که تکنسين هاي دانش آموخته بخش کشاورزي، به دليل تفاوت جايگاه اجتماعي و درآمدهايشان بلافاصله عازم تحصيل در مرحله بعدي (مهندسي کشاورزي) مي شوند و حاضر به ماندگاري در مرحله تکنسيني نيستند.
وي افزود: آموزشهاي "کار دانش" و "علمي کاربردي" در بخش کشاورزي (تربيت تکنسين) ميتواند و بايد نقش بسيار مهمي را در رفع نقيصه بيسوادي و کمسوادي کشاورزان، طي دو برنامه بر عهده بگيرد، به اين صورت که فرزندان آنان را زير چتر حمايتي آموزشهاي کشاورزي قرار دهد و آنان را به عنوان تکنسين هاي مورد نياز بخش کشاورزي تربيت نمايد.
وي به وضعيت آموزشهاي کشاورزي کشور (در مقطع متوسطه) پرداخت و گفت: تنها 13 درصد از کشاورز زادهها در مقطع متوسطه، در رشتههاي فني حرفهاي و کاردانش تحصيل ميکنند، در حالي که 62 درصد کشاورز زادهها در اين مقطع، در رشته علوم انساني مشغول به تحصيل بوده و از اين افراد تنها يک درصد از دانشآموزان مقطع متوسطه کشور در رشتههاي کشاورزي تحصيل ميکنند.
وي افزود: وزارت جهاد کشاورزي و يا هر سازمان يا ارگاني که مسئول آموزش کشاورزان مي شود، بايد هم براي مراکز رايگان و پيشرفته آموزش کشاورزي (با وسايل به روز شده) برنامه ريزي کرده و هم با ارائه يارانه به دانش آموزان داوطلب تحصيل در رشته هاي کشاورزي، آنان را تشويق کرده که به آموزش هاي کشاورزي روي خوش نشان دهند.
وي در ادامه افزود: رشد کيفي آموزش عالي در ايران متناسب با رشد کمي آن نبوده و رشد جمعيت دانشجويي با رشد "شاخص هاي کيفي در آموزش عالي" همراه نبوده است.
به گفته وي، به همين دليل (افزايش کمي بي رويه) نه تنها موجبات حل شدن مشکلات را فراهم نکرده، بلکه بدون ترديد بر مشکلات آن نيز افزوده است.
وي با اشاره به تأثير دارايي بر توانايي گفت: بدون شک انسان در قلمرو چالشهاي نوين، بيش از هر چيز به "آگاهي" نيازمند است اما برخورداري از فرصت و امکان "آگاه شدن" نيازمند دارايي است.
دکتر آهون منش ضمن ارائه راهکارها و شيوه هاي اجرايي مختلف، به تربيت نيروي انساني در سطوح مختلف با تأکيد بر آموزشهاي عملي و هدايت آنان به سمت اشتغال مفيد به منظور بازسازي و جوانسازي ترکيب نيروهاي شاغل در بخش کشاورزي اشاره کرد و در پايان به سئوالات مطرح شده از سوي حاضران پاسخ گفت.
سخنراني علمي "نقدي بر آموزش کشاورزي در ايران (کشاورزي و منابع طبيعي)" با حضور مسئولان، اساتيد و دانشجويان، در تالار شهيد مطهري دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگان برگزار شد.
وي اضافه کرد: لذا اين امر، با سرخوردگي، عدم شکوفايي خلاقيتها و مهاجرت و فرار مغزها توام مي شود که اگر به آنها توجه لازم مبذول نگردد و مجبور به ماندن شوند، اغلب به آموزش صرف آموختههاي خود مشغول ميشوند و تلاشي در جهت تطبيق آموختهها با موقعيتهاي بومي به عمل نياورده و از اولويتهاي جوامع محلي خود بي خبر ميمانند.
وي ادامه داد: در نتيجه، اساتيد ما يافتهها و ساختارهاي دانشگاهي که از آن الگو گرفته بودهاند را دست نخورده و به صورت مستقيم انتقال مي دهند، به بومي سازي فناوريهاي وارداتي توجه نمي کنند، به شرايط بومي و منطقهاي خود توجه نکرده و با آن گسستگي دارند و به نيازهاي جوامع خود و حرکت براي رفع اين نيازها قدم برنمي دارند.
وي تصريح کرد: لذا الگوپذيري مطلق و عدم استقلال (در ايفاي نقش مفيد)، موجب شده که دانشگاههاي ما در توسعه ملي کشور، نقش مؤثري نداشته باشند.
دکتر آهون منش بحث "نقدي بر آموزش کشاورزي در ايران" را با دو شاخص کمي و کيفي مورد ارزيابي قرار داد و گفت: پيوند محيط هاي آموزشي با واقعيت هاي جامعه، يک ضرورت مطلق است.
به گفته وي، در اروپا و آمريکا پيدايش دانشگاهها، محصول شرايط و نيازهاي ملي بوده و بر اساس نيازهاي جامعه شکل گرفته اند.
وي افزود: اين دانشگاهها دو خصيصه مهم داشتند، يکي استقلال و ديگري پاسخگويي، اما دانشگاهها در ايران و ساير کشورهاي در حال توسعه، عمدتا تابع الگوهاي مبدأ خود بوده و از دو خصيصه مهم (استقلال و پاسخگويي) بي بهره بودهاند.
استاد دانشگاه صنعتي اصفهان خاطرنشان کرد: آموزشهاي کلاسيک کشاورزي از سال 1256 هجري شمسي با افتتاح مدرسه فلاحت شروع شد که بعد به مدرسه عالي فلاحت و صنايع روستائي تغيير نام داد.
وي افزود: اين مدرسه عالي در سال 1319 "دانشکده کشاورزي" ناميده شد و سرانجام در سال 1324 هجري شمسي به دانشگاه تهران ضميمه شد.
دکتر آهون منش به مقايسه وضعيت "جنس" پذيرفته شدگان (دولتي) در رشته هاي مختلف کشاورزي اشاره کرد و گفت: آموزش رايگان و عدالت اجتماعي شعارهاي معروف انقلاب اسلامي بوده که همواره در طول سالهاي بعد از پيروزي انقلاب مورد توجه بودهاند.
وي افزود: براساس برنامه هاي پيش بيني شده، در پايان برنامه پنج ساله چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي (در سال 1388) بايد 30 درصد از مردم کشور ما به آموزش عالي دست يافته باشند.
وي اضافه کرد: مقايسه دانش آموختگان عالي در کشورهاي توسعه يافته (با ميانگين حدود 50 درصد از کل جمعيت) و ايران با ميانگين حدود 23 درصد از کل جمعيت، نشان مي دهد که سهم نيروي انساني فرهيخته در توسعه کشور، کمتر از نصف ميانگين جهاني آن است.
وي ادامه داد: متأسفانه اين نسبت در بخش کشاورزي (شامل کشاورزان و دانش آموختگان) بسيار اسف بار است.
دکتر آهون منش همچنين گفت: در پايان برنامه پنج ساله چهارم، سهم دانشجويان کارشناسي ارشد و دکترا بايد به حدود 30 درصد از کل دانشجويان مي رسيده که با چنين هدفي، فاصله فراوان داريم.
وي در ادامه، به پاره اي از الزامات آموزش کشاورزي اشاره کرد و گفت: پيشرفت هاي سريع در تکنولوژي هاي نوين حوزه کشاورزي، ضرورت بازنگري و بهره برداري از ابزارها و ماشين آلات جديد را الزام آور مي کند.
وي افزود: کارشناسي هاي اوليه نشان مي دهد که اگر قرار باشد هرم نيروي انساني شاغل در بخش کشاورزي اصلاح شود، بايد حدود 50 درصد شاغلان در بخش کشاورزي را کارگران نيمه ماهر و 50 درصد بقيه را کارگران ماهر و تحصيل کرده هاي دانشگاهي تشکيل دهند.
وي ادامه داد: اگر بپذيريم حداقل 20 درصد آنها تکنسين باشند، به آموزش حدود 500 هزار نفر در طول چند برنامه نياز داريم، يعني به طور متوسط سالانه 25 هزار نفر خواهد شد که در زمان حاضر، کل پذيرش تکنيسين در اين بخش، از شش هزار نفر تجاوز نمي کند، بنابر اين تا وضع مطلوب فاصله زيادي داريم.
وي خاطرنشان کرد: مشکل بزرگ تر آن جاست که تکنسين هاي دانش آموخته بخش کشاورزي، به دليل تفاوت جايگاه اجتماعي و درآمدهايشان بلافاصله عازم تحصيل در مرحله بعدي (مهندسي کشاورزي) مي شوند و حاضر به ماندگاري در مرحله تکنسيني نيستند.
وي افزود: آموزشهاي "کار دانش" و "علمي کاربردي" در بخش کشاورزي (تربيت تکنسين) ميتواند و بايد نقش بسيار مهمي را در رفع نقيصه بيسوادي و کمسوادي کشاورزان، طي دو برنامه بر عهده بگيرد، به اين صورت که فرزندان آنان را زير چتر حمايتي آموزشهاي کشاورزي قرار دهد و آنان را به عنوان تکنسين هاي مورد نياز بخش کشاورزي تربيت نمايد.
وي به وضعيت آموزشهاي کشاورزي کشور (در مقطع متوسطه) پرداخت و گفت: تنها 13 درصد از کشاورز زادهها در مقطع متوسطه، در رشتههاي فني حرفهاي و کاردانش تحصيل ميکنند، در حالي که 62 درصد کشاورز زادهها در اين مقطع، در رشته علوم انساني مشغول به تحصيل بوده و از اين افراد تنها يک درصد از دانشآموزان مقطع متوسطه کشور در رشتههاي کشاورزي تحصيل ميکنند.
وي افزود: وزارت جهاد کشاورزي و يا هر سازمان يا ارگاني که مسئول آموزش کشاورزان مي شود، بايد هم براي مراکز رايگان و پيشرفته آموزش کشاورزي (با وسايل به روز شده) برنامه ريزي کرده و هم با ارائه يارانه به دانش آموزان داوطلب تحصيل در رشته هاي کشاورزي، آنان را تشويق کرده که به آموزش هاي کشاورزي روي خوش نشان دهند.
وي در ادامه افزود: رشد کيفي آموزش عالي در ايران متناسب با رشد کمي آن نبوده و رشد جمعيت دانشجويي با رشد "شاخص هاي کيفي در آموزش عالي" همراه نبوده است.
به گفته وي، به همين دليل (افزايش کمي بي رويه) نه تنها موجبات حل شدن مشکلات را فراهم نکرده، بلکه بدون ترديد بر مشکلات آن نيز افزوده است.
وي با اشاره به تأثير دارايي بر توانايي گفت: بدون شک انسان در قلمرو چالشهاي نوين، بيش از هر چيز به "آگاهي" نيازمند است اما برخورداري از فرصت و امکان "آگاه شدن" نيازمند دارايي است.
دکتر آهون منش ضمن ارائه راهکارها و شيوه هاي اجرايي مختلف، به تربيت نيروي انساني در سطوح مختلف با تأکيد بر آموزشهاي عملي و هدايت آنان به سمت اشتغال مفيد به منظور بازسازي و جوانسازي ترکيب نيروهاي شاغل در بخش کشاورزي اشاره کرد و در پايان به سئوالات مطرح شده از سوي حاضران پاسخ گفت.
سخنراني علمي "نقدي بر آموزش کشاورزي در ايران (کشاورزي و منابع طبيعي)" با حضور مسئولان، اساتيد و دانشجويان، در تالار شهيد مطهري دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگان برگزار شد.
بازدید این مطلب از تاریخ 26 آذرماه 1390 تا این لحظه مرتبه بوده است




