
به اعتقاد يك متخصص ترويج و آموزش كشاورزي، ايجاد نظم در كشت و كار، يك امر بديهي است و به دليل آنكه در كيفيت اراضي و ميزان برخورداري آب به ويژه بارشهاي مختلف، با تنوع و هر ساله با خشكساليهاي مستمر مواجهيم، نيازمند يك برنامهريزي دقيق هستيم تا «مديريت مزرعه» براساس آن اعمال شود.
دكتر غلامحسين زماني در گفتوگو با خبرنگار كشاورزي خبرگزاري دانشجويان
ايران(ايسنا)، اظهار كرد: اعمال مديريت مزرعه به شرايط اقتصادي، كيفيت
خاك، زمان كاشت و ميزان بارش بستگي دارد، به صورتي كه بتوانيم اين مواد را
كنترل و با داشتن اطلاعات لازم در يك نظام مديريت مزارعه پياده و اعمال
كنيم.
وي افزود: كشاورزان بايد به طور دقيق در جريان اين اطلاعات باشند و
بتوانند در شرايط بحراني، به ويژه خشكسالي را كنترل كنند تا در يك سال با
كمبود يا افزايش بيرويه توليد محصولات مواجه نشويم. در اين راستا الگوي
كشت به ما كمك ميكند كه محصولات مختلف در يك كشت مرتب و منظم توليد شوند
و همه ساله به اندازه نياز جامعه داشته باشيم و صادرات محصولات براساس يك
برنامه و اصلاحات واقعي از بازار خارجي باشد.
زماني با اشاره به نقش ترويج در كشاورزي گفت: ترويج بايد به توانمندسازي
روستاييان و كشاورزان به ويژه تصميمگيري كمك كند و بتواند اطلاعات مناسب
را به موقع در اختيار آنها قرار دهد و سيستم مديريت مزرعه و تصميمگيري
را به آنها آموزش دهد و آنها را به سمت بهترين الگوي كشت و بهترين روش
تصميمگيري و مديريت در مزرعه هدايت كند.
وي با تاكيد بر لزوم بهينه بودن الگوي كشت، ادامه داد: اهميت الگوي بهينه
كشت به ويژه در مسائل اقتصادي و اجتماعي بيشتر است و زماني كه كشاورزان به
دليل نداشتن يك برنامه منظم كشت، شكست اقتصادي ميخورند، در نهايت مجبور
ميشوند مزرعه را رها و آواره شهرها و اطراف شهرها براي مشاغل كارگري و
... شوند.
به گفتهي وي مهاجرت و از بين رفتن سرمايهها از تبعات فقدان يك برنامه الگوي كشت بهينه است.
اين متخصص ترويج و آموزش كشاورزي تاكيد كرد: كشاورزان بايد داراي يك كشت
تلفيقي باشند؛ به صورتي كه اگر يك گياه دچار ضربه شد، از طريق گياه ديگر
بتوانند كسب درآمد كنند و يا در جوار مزرعه خود تعدادي دام داشته باشند كه
بتوانند از محصولات اضافهي مزرعه، دامهاي خود را تغذيه كنند و ارزش
افزوده توليدات خود را افزايش دهند و دامهاي خود را پروار و به بازار
عرضه كنند تا در نهايت درآمد آنها بالا برود. اين امر با توجه به صنايع
غذايي و تبديل محصولات به محصولات با ارزشتر و عرضهي به موقع به بازار و
فروش با قيمت مناسب امكان پذير ميشود.




