تبليغاتX
-ترویج و آموزش کشاورزی گرگان

-ترویج و آموزش کشاورزی گرگان
 
كشاورزي،ترويج، آموزش، مديريت و توسعه پايدار كشاورزي

مهمترین اخبار

گروه ترویج و آموزش کشاورزی افتخارآفرین هفته پژوهش                            کسب افتخار پژوهشگر برتر دانشکده مدیریت کشاورزی و تالیف کتاب برتر توسط جناب آقای دکتر ابوالقاسم شریف زاده         و          کسب افتخار دانشجوی پژوهشگر نمونه مقطع کارشناسی دانشگاه توسط آقای محمد اسماعیلی اول

ارزيابي جوامع انساني در دهه هاي اخير نشان مي دهد دو عامل فقر و نخريب منابع طبيعي بيش از ساير عوامل دستيابي به هدف اصلي توسعه پايدار كه همانا ارتقاء كيفيت زندگي انساني است را به خطر مي اندازد. عوامل زيادي زمينه ساز فقر است, اين عوامل از جائي به جاي ديگر متفاوت است و توسط محققان رشته هاي مختلف علوم اجتماعي مورد نقد و بررسي قرار گرفته اند, كه پرداختن به اين عوامل خارج از حوره اين بحث است اما آنچه مسلم است بيابان زائي و تخريب منابع آب و خاك يكي از دليل ايجاد فقر در جامعه روستائي و عامل توسعه نيافتگي است ( Chaibva 1996 ). با بياباني شدن اراضي كشاورزي امكان تامين غذاي كافي متناسب با نياز خانوار روستائي وجود ندارد. افزايش فقر در نهايت كشاورزان را به استفاده از زمينهاي كشاورزي كه قابليت بهره وري كمتري دارند و بيشتر در معرض فرسايش هستند, سوق مي دهد, اين مسئله در نهايت به كشاورزي ناپايدار مي انجامد. بر اساس مطالعات انجام شده در كشور كانادا بين بيابان زائي, امنيت غذائي و دسترسي به اب ارتباط معني داري وجود دارد, جائي كه فرايند بيابان زائي روند رو به رشدي را طي كند بهمان ميزان امنيت غذائي به خطر مي افتد, اين مسئله از بارزترين مشخصه هاي فقر روستائي است ( CIDA, 1997 ). در چنين شرايطي زارع فقير براي تامين حداقل نياز خود به مواد غذائي حداكثر فشار ممكن را به زمين وارد مي كند و اين شروع يك دور تسلسل باطل براي تخريب خاك و بيابان زائي است. بررسي وضعيت تخريب منابع آب و خاك در ايران نيز رابطه فقر و تخريب را تايئد مي نمايد. رمضاني و عمو زاده ( 1380 ) در ارزيابي علل تخريب مراتع دشت تجن دريافتند, هرچه بهره برداران درآمد كمتري داشته باشند شدت تخريب مراتع بيشتر است. بعبارتي فقر با تخريب ارتباط دو طرفه و مستقيم دارد.

 علاوه بر نقش فقر در توسعه نيافتگي و بيابان زائي بايد به ناپايداري در فعاليت هاي كشاورزي اشاره نمود, نظام كشاورزي سنتي بويژه در جوامع فقير بگونه اي است كه منجر به تخريب منابع طبيعي و بيابان زائي مي شود. تبديل اراضي جنگلي به اراضي كشاورزي, عدم رعايت تناوب زراعي, بي توجهي به نظام آيش بندي, عدم رعايت تعادل دام و مرتع و استفاده بيش از حد از منابع آبي از مهمترين علل بيابان زائي است. اين علل عمدتا به دليل فقر و نا آگاهي توسط كشاورزان انجام مي شود.  در چنين شرايطي لازم است با رويكرد نويني مسئله توسعه كشاورزي پيگيري گردد. توجه به توسعه پايدار مي تواند يك رويكرد نوين باشد. 

بيابان زايي و تخريب اراضي در ايران همانند بسياري از كشورهاي جهان روند صعودي و نگران كننده اي دارد، به گونه اي كه بي توجهي به آن مي تواند سياستهاي توسعه در كشور را تحت شعاع قرار دهد. در حال حاضر حداقل 15 استان كشور مستقيما در گير اين پديده بوده و سرمايه گذاري هاي كلاني جهت كنترل آ ن انجام مي پذيرد. بيابان زائي بويژه از ان جهت كه توسعه پايدار را تهديد نموده و مسائل اجتماعي, اقتصادي متعددي را بدنبال دارد قابل بررسي است. آنچه مسلم كنترل اين پديده نيازمند عزم ملي و مشاركت گروهها, نهادها ي مختلف محلي , ملي و بين المللي است. قبل هر گونه اقدام در اين خصوص توجه به چند نكته اساسي ضروري است:

نخست آنكه بايستي زيربناي مفهومي و مبناي فلسفي تخريب منابع طبيعي واكاوي شود. به زعم متخصصان توسعه، انگيزه حيات و نياز به مواد غذايي از يك طرف و توسعه نيافتگي و فقر از طرف ديگر علت و علل بيابان زدايي است، و بدون توجه به آنها نمي توان با اين پديده مبارزه نمود. بعبارتي  فعاليتهاي بيابان زدايي لزوما ً بايد با فقر زدايي همراه باشد, چنين امري مستلزم تحليل توسعه نيافتگي و شناسايي زمينه ها، علل و نتايج فقر است.

نكته دوم اينكه، بيابان زايي بيش از هر چيز فرايند توسعه پايدار را تهديد مي كند، لذا برنامه هاي بيابان زدايي بايد در چارچوب سياستهاي توسعه پايدار اجرا گردد، توسعه پايدار حاصل هم انديشي متخصصان رشته هاي مختلف بوده و اهداف متعددي را در زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي و اكولوژيكي دنبال مي كند. اين اهداف به مثابه پايه هاي يك ميز مكمل يكديگرند، نمي توان به بهانه حفاظت از منابع طبيعي، نسبت به مسائل اقتصادي، اجتماعي ساكنان عرصه ها بي توجه بود، بهمان گونه كه نمي توان به بهانه توسعه اجتماعي, منابع اكولوژيك و زيست بوم را به بوته فراموشي سپرد لذا در برنامه هاي بيابانزدايي بايد كليه جوانب مطالعه گردد.

نكته سوم اينكه، بيابان زايي اثرات اقتصادي، اجتماعي و سياسي، فرهنگي متعددي به دنبال دارد و در بسياري از موارد جبران خسارات ناشي از آن امكان پذير نمي باشد و دامنه اثرات اين پديده تقريباً بخش هاي مختلف جامعه را درگير مي نمايد. بهمين دليل مبارزه با اين پديده نيز نيازمند مشاركت و همكاري همه دستگاهها و نهادهاست. هر چند كنوانسيون مبارزه با بيابان زايي سازمان ملل متحد (UNCCD) به اين مقوله تأكيد زيادي نموده است اما در عمل اجراي آن با مسائل و مشكلات فراواني همراست.

نكته چهارم اينكه؛ عوامل بيابان زايي در هر منطقه متفاوت از ساير مناطق است. لازم است  متناسب با وزن هر عامل برنامه پيشگيرانه به كار برده شود. بررسي هاي متعدد نشان مي دهد عامل انساني بويژه در مناطق نيمه خشك تا نيمه مرطوب مهمترين نقش را در بيابان زايي ايفاد مي نمايد.  بر همين اساس توانمند بودن انسان در مناطقي كه در معرض بيابان زايي قرار دارند، قدمي است مثبتي در كنترل اين پديده است. در كنار عامل انساني, عوامل طبيعي قرار دارد كه غالبا بصورت مكمل و تشديد كننده عامل انساني وارد عمل مي شود.

مبانی ترویج کشاورزی و توسعه روستایی

http://drsaadi.blogfa.com



بازدید این مطلب از تاریخ 26 آذرماه 1390 تا این لحظه مرتبه بوده است
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1388/09/26 توسط محمد اسماعیلی اول
دریافت نشریات الکترونیکی

http://www.mesmaili.com/ebook/Bimarihaye%20gandom.pnghttp://www.mesmaili.com/ebook/Pesticides%20Of%20Agriculture-(M-Esmaili).pnghttp://www.mesmaili.com/ebook/punica_granatum.pnghttp://www.mesmaili.com/ebook/maghalenevici.png
(کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع است )
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی و میکس قالب : محمد اسماعیلی اول
قالب وبلاگ