اذبه های گردشگری، فاصله اندك كوه و دريا، قله هاي مخروطي شكل با پوشش انبوه گياهي، مناطق ييلاقي خوش آب و هوا، ساحل زيبا و مناسب، منابع فراوان آب هاي گرم معدني و رودخانه هاي پرشور كه با هر كدام همراه شوي، به دريا مي رسي. اين جا رامسر است بهشت بيمانند ايران نشسته در پاي كوه هاي سرسبز و جنگل در كنار درياي نيلگون كاسپين. رامسر، شهر دريا و كوه و جنگل و كوهستان. شهر باغ هاي درهم تنيده پرتقال، سفره سبز گسترده چاي بر سطح زمين مهربانش. شهر برنج و كيوي و گل گاوزبان گاوزبان. رامسر محل همزيستي جنگل و كوه و درياست. هر آن چه از زيبايي بهشت شنيده اي، در اين جا جمع است. مناطق شمالي رامسر سرتاسرهمسايه درياست. ساحل رويايي اش مهم ترين عالم جذب گردشگران است: كرانه هاي بزرگ ترين درياچه جهان با چشم اندازهاي بديع و دلنشين و سواحل ماسه اي و جلگه اي سرسبز. در ساحل بنشيني و هر آن چه ديدني است بنوشي و خستگي و دغدغه هاي زندگي را به دل مهربان دريا بسپاري.
جنگل هديه ديگر رامسر به گردشگران است. در جنگل هاي شگفت انگيز رامسر هر چه قدر راه بروي، تمام نمي شود. 38 هزار هكتار درخت هاي درهم تنيده «اقاقيا»، «راش»، «مازون»، «شاه بلوط»، «شمشاد»، «ملچ»، «آزاد»، «توسكا» و «ممرز». تلفيقي از سكوت و آواز. سكوت هر چه انسان است و آواز هر چه پرنده و آب. آب چشمه هايي كه از دل خاك مي جوشد، در پناه درختان استوار.

از جنگل كه برگردي، چشمه هاي آب گرم انتظارت را مي كشند. آبگرم هاي معدني سونا در مجاورت هتل بزرگ در مركز شهر، آبگرم نمره با 24 وان خصوصي، آبگرم سنگ بند در 150 متري شرق هتل قديم در مركز شهر، آبگرم معدني زير پل در يكصد متري جنوب هتل بزرگ، آبگرم معدني مادر شاه در جنوب شهر در ميان باغ هاي مركبات و دامنه كوه زيبا و مشجر و باز هم آبگرم و آبگرم. چشمه هاي گرم معدني رامسر با داشتن املاح گوگردي تسكين دهنده امراض جلدي، روماتسم و دردهاي عضلاني گردشگران دردمند نيز هست.
در اطراف رامسر رودهاي كوچك و بزرگ فراواني جاري است كه مهم ترين آن «صفارود» است. صفارود از ارتفاعات «جواهرده» سرچشمه مي گيرد و در غرب رامسر به دريا مي پيوندد. «چالكرود»، «نسارود» و «ترك رود» هم مسيرهاي ديگري را براي يكي شدن با دريا در پيش مي گيرند. پاييز كه مي شود، ماهيگيري در رودخانه هاي رامسر لطفي دگر دارد. در بهار نيز همچنين. اما شكار در رامسر تنها در آب نيست. از صيد ماهي كه سير شدي مي تواني به جنوب رامسر بروي. به ارتفاعات «ايل ميلي». «چينه گرد»، «خيزران ناوبن»، «چاله سر»، «دلو دره»، «جواهرده»، «دال خاني»، «سوته»، «جيركوه ييلاق»، «جوركوه»، «دياور» و «گردپشته» همه دست به دست هم داده اند تا از تورهاي كوهنوردي و شكار پذيرايي مي كنند.

به ارتفاعات رامسر كه مي روي و طنين شرشر گوشنواز آبشار، را مي شنوي، ديگر نمي تواني به جاز و گيتار دل بدهي. در ميان آبشارهاي كوچك و بزرگ ارتفاعات جنوب رامسر، زيباترين و مهم ترين آنها آبشار سياسوت است كه در 35 كيلومتري جنوب شرقي شهر در كنار جاده منتهي به منطقه زيباي جنت رودبار واقع شده است. اين آبشار در 300 متري پايين جاده قرار دارد و يك را مالرو 700 متري تو را از جاده به آبشار مي رساند.
جنگل دالخاني رامسر با برخورداري از آب و هواي مطلوب و درختان در هم تنيده داراي شرايطي از جمله كوهنوردي، دامنه نوردي، شكار و دهكده هاي از آرامش است.
«جنگل دال خاني رامسر منطقه وسيع و زيبايي است كه با 600 هزار متر مربع مساحت در 30 كيلومتري جنوب شرقي رامسر و در كنار جاده جنت به رودبار واقع شده كه فعلا بكر و بالقوه بوده و يكي از تفرجگاه هاي مهم گردشگري است كه در اختيار اراده منابع طبيعي استان قرار دارد.»
«ارتفاع اين منطقه حدود 800 متر است و اين مكان به دليل شرايط نيمه كوهستاني از آب و هواي بسيار خوبي برخوردار است و قابليت هاي فراواني از قبيل كوهنوردي، دامنه نوري، شكار، احداث دهكده آرامش و جاذبه هاي ديگري مانند قله و قلعه ماركوه و آبشار سپاسرت و منطقه ييلاقي جهت رودبار در اطراف اين منطقه قرار گرفته كه جذابيت خاصي را در اين منطقه به وجود آورده است.»
«روستاهاي سنتي با آداب و رسوم خاص فرهنگي قديميشان و با غذاهاي سنتي در اطراف اين جنگل قرار گرتفه كه به قابليت هاي گردشگري استان مي افزايد.»
در مسير جاده دالخاني كه به جنت رودبار و لپاسر و سماموس و شاه سفيد كوه مي رسد مي توان از مناظري بديع و بكر بهره برد و جان را به آسمان مي كشاند چنان كه سماموس تو را به تپه هاي آسماني هدايت مي كند با آن امامزاده سيد كياي خفته بر بامش.
سفري از الموت تا مه
شاه سفيد كوه قلهاي با سنگهاي سفيد و بيآب وعلف در ميان سرسبزي اطراف كاملا به چشم مي آيد. صعود قله يک ساعت زمان ميبرد. روي قله امامزادهاي است كه محليها آن را "آقا" به معناي سيد و امامزاده اي از فرزندان معصومان (ع) خطاب ميكنند. امامزاده بقعهاي سبز رنگ است كه تعداد زيادي پارچه سبز به آن بسته شده است. در كنار امامزاده كلبهاي است از سنگ و چوب. از اينجا علم كوه، درفك و سماموس را ميتوان ديد. اينجا مرز آخرين رشته البرز است که مشرف بردرياست واز سيالان وشاه سفيدکوه گذشته و تا سماموس ادامه دارد. لازم به ذکراست که مسير را ميتوان از سمت چپ شاه سفيد کوه و بدون نياز به صعود آن نيز ادامه داد و ازچشمهاي که در زير قله وجود دارد استفاده كرد.
درياچه زيبا و كوچكي در پائين قله ما را به طرف خود ميكشد. دو چشمه كوچك در بالاي درياچه آب آن را تامين ميكند و مازاد آب درياچه از پايين آن سرازير ميشود. كمي پايينتر از درياچه گلهاي گاو مشغول چرا هستند. با وجود آنها مطمئن ميشويم تا اولين آبادي فاصله زيادي نداريم. كنار رودخانه به راه خودمان ادامه ميدهيم. هر چه پايينتربه سمت شمال ميرويم مه غليظتر ميشود. يك ساعت بعد به چند كلبه و تعدادي چوپان برخورد ميکنيم که مشغول دوشيدن گوسفندهايشان هستند. آنها اين دره را ميان دشت مينامند. درون يكي از كلبهها ميرويم كه آتش بزرگي در آن روشن است و ديگ بزرگي هم بر روي آن قرار دارد. با چاي و ماست و نان محلي كه آن را با آرد و شير در قالبهاي خاصي تهيه ميكنند از ما پذيرايي ميكنند.
با وجود مه غليظ كه تنها چند متر جلوتر را ميشود ديد به راه ميافتيم. با توجه به گفتههاي چوپانها بايد درامتداد رودخانه ارتفاع کم کنيم تا به روستائي به نام "لاكتراشان" برسيم. هر چه جلوتر ميرويم نشانههاي جنگل آشكارتر ميشود. ابتدا درختچههاي زرشك و بعد درختاني عجيب كه تنها تنه وبرگ دارند و در آنها خبري از شاخه نيست و در آخر هم جنگل انبوه و پوشيده از درختان گوناگون. مه آنقدر غليظ شده است كه همگي خيس شدهايم، بيشتر باران ريز است تا مه. راه رفتن در كنار رودخانه در قسمتهايي با توجه به لغزنده بودن مسير دشوار است. پس از مدتي به يك دوراهي ميرسيم كه با توجه به ردپاي گاوها راه بالايي را انتخاب ميكنيم كه از رودخانه اصلي جدا ميشود و بر خلاف مسير آب ادامه مييابد. بعد از سربالايي کوتاهي به لاكتراشان ميرسيم.
لاكتراشان آبادي است ييلاقي در دل جنگل و فرو رفته در مه، بدون جاده ماشين رو وبدون برق. تنها يك دفتر مخابراتي بيسيم براي ارتباط با دنياي خارج. در همه كوچههايش گاوهاي بزرگ با شاخهاي ترسناك مشغول بازگشت به طويلههايشان هستند. مغازهاي براي خريد وجود ندارد، تنها پيرزني در خانهاش سيگار و بيسكويت ميفروشد. پيرزن پيشنهاد ميکند که اتاق خالياي را که در کنار منزلش هست براي شب ماندن به ما بدهد و خيلي سريع اتاق را آماده ميكند. جارو ميزند، حصير پهن ميكند و روي آن گليم نمدي. هيزم ميآورد و بخاري هيزمي را كه در گوشهاي از اتاق قرار دارد روشن ميكند تا لباسهايمان خشك شود. ميخواهد برايمان رختخواب بياورد ولي ما او را از اين كار منصرف ميكنيم. با تاريك شدن هوا پسر پيرزن برايمان چراغ گردسوز ميآورد. آنان تابستانها به همراه خانواده و گاوها و گوسفندانش به لاكتراشان ميآيند. پسر پيرزن درمورد وجه تسميه لاکتراشان ميگويد که درزمانهايي نه چندان دور حرفه اصلي مردم اينجا تراش قاشق و چنگالهايي از جنس نوعي چوب به نام لاک بوده است.
لاكتراشان را در حالي كه هنوز مه آلود است ولي از گاوهايش خبري نيست، ترك ميكنيم. چقدر بيرون رفتن از بهشت سخت است، بعد از يك ساعت حركت در جنگل و كنار رود به محله ييلاقي ديگري با نام ليگا ميرسيم. براي رسيدن به ليگا بايد بعد از لاکتراشان و پس از عبور از پل رودخانه به سمت چپ، کوه کوچکي را آن سوي دره ميان دشت بالا ميرويم.
بعد از حدود نيم ساعت کوهپيمائي از ليگا به يک جاده خاکي ميرسيم. اين جاده، رامسر را به دره اشکورات و از آن سو قزوين متصل ميكند. نام اينجا ايستگاه شيالان است. از شيالان تا شهرستان گالش محله دو ساعت ونيم ( باماشين) و در مسيري کاملا ً جنگلي و پرپيچ وخم و روستاهاي فراوان مانند پلهم جان، صلوات کوهي، جنت رودبار، اکراسر، دالخاني، پيازکش طول ميکشد.
اين يك سفري كوتاه از كوه به درياست. مي توان از جاده زيباي صفارود و جنگل هاي با صفايش تا جواهرده با بهشتي كوچك زير بزرگ ترين قله شمالي ايران يعني سماموس با ماشين نيم ساعته رفت ولي اگر بتواني از ميان رود خانه صفا رود و يا در مسير كهن مالرويش از جنگل ايلميلي و پتك به جواهرده بروي، بسيار لذت خواهي برد. جواهرده خود جواهري زيبا خفته در دامن كوه و جنگل و مه است كه چشم به درياي نيلگون و يا ابري از مه دارد كه بر روي جنگل به ترنم و ترقص مشغول است. مي توان از هر چه در جواهرده است خاطراتي اندوخت. عكس هايي به ياد ماندني در ذهن و آلبوم خاطرات فراهم آورد. همه چيز را مورد توجه قرار داد. از چهره پيرزنها گرفته تا شيروانيهاي سنتي خانههاي روستا. از طبيعت سرسبز گرفته تا درههاي به مه آلوده. مي توان اين جا تمرين كرد. تمريني زندگي كه با ديدن زيبايي همراه است و به تجربهاي شيرين تبديل ميشود.
بي گمان انسان در رامسر طبيعت را براي مهمان نوازي تنها نمي گذارد. جاذبه هاي انسان ساز نيز بخش ديگري از ديدني هاي رامسر است. گل كره «مارانتا» در سه كيلومتري غرب شهر، در مجاورت جاده گيلان، با 60 هزار متر مربع مساحت و دو هزار گونه گل و گياه داخلي و وارداتي چشمانت را به ميهماني مجمع عمومي گل هاي جهان مي برد.
از مجتمع تفريحي و ساحلي توسكاسرا هم بگويم: اين مجتمع 10 هزار متر مربعي داراي دو محل شناي جداگانه زنانه و مردانه، قهوه خانه سنتي، رستوران، اسكي روي آب، قايقراني، فروشگاه صنايع دستي، نمايشگاه كتاب و غرفه هاي گوناگون فرآورده هاي غذايي سنتي است.
«رامسر»، بهشتي است كه مي تواند در سفري هر چند كوتاه غبار زندگي ماشيني را از روح و تن بزدايد و ظرفيتي است كه با اندكي برنامه ريزي، قطب گردشگري براي همسايگان جنوبي ايران باشد.





